تبلیغات
موسیقی ما - یک لر موسیقیدان
یک لر موسیقیدان | جریان سازان موسیقی ما ,

در باره علی اکبر شکارچی به مناسبت ششم فروردین سالروز تولدش

یک لر موسیقیدان

 

می توانستم به جای تیتر بالا بنویسم "یک موسیقیدان لر" که ظاهراً تفاوتی نداشت. اما اصرار دارم همین باشد. چون معتقدم خیلی ها می توانند موسیقیدانی با تبار لری باشند ولی بر عکس آن خیلی کمتر اتفاق می افتد. بر این اساس علی اکبر شکارچی را یک لر موسیقیدان می دانم. زیرا تمام خصلت های نیکوی لری و ایلیاتی بودن را یکجا با خود به تهران آورده و در عین حال موفق شده است عنوان موسیقیدانی را از جامعه شهری کسب کند. این نکته را هم از خلق و خوی شخصی او می توان دریافت و هم از آثار موسیقایی اش که بی پیرایه با مخاطب ارتباط برقرار می کند. درک این موضوع زمانی آسان می شود که با جامعه عشایری آشنا باشی و یا دست کم یک بار میهمان آنان بوده باشی. بی آنکه مقدمه چینی کنند و از تو بپرسند چکاره ای و از کجا آمده ای، بر سر سفره شان می نشانند و به اندک زمانی احساس غربت از تو دور می شود.

 

علی اکبر شکارچی

 

 

در باره علی اکبر شکارچی به مناسبت ششم فروردین سالروز تولدش

یک لر موسیقیدان

 

می توانستم به جای تیتر بالا بنویسم "یک موسیقیدان لر" که ظاهراً تفاوتی نداشت. اما اصرار دارم همین باشد. چون معتقدم خیلی ها می توانند موسیقیدانی با تبار لری باشند ولی بر عکس آن خیلی کمتر اتفاق می افتد. بر این اساس علی اکبر شکارچی را یک لر موسیقیدان می دانم. زیرا تمام خصلت های نیکوی لری و ایلیاتی بودن را یکجا با خود به تهران آورده و در عین حال موفق شده است عنوان موسیقیدانی را از جامعه شهری کسب کند. این نکته را هم از خلق و خوی شخصی او می توان دریافت و هم از آثار موسیقایی اش که بی پیرایه با مخاطب ارتباط برقرار می کند. درک این موضوع زمانی آسان می شود که با جامعه عشایری آشنا باشی و یا دست کم یک بار میهمان آنان بوده باشی. بی آنکه مقدمه چینی کنند و از تو بپرسند چکاره ای و از کجا آمده ای، بر سر سفره شان می نشانند و به اندک زمانی احساس غربت از تو دور می شود.

 

علی اکبر شکارچی

 

موسیقی برآمده از نای و کمان علی اکبر شکارچی نیز همچون تبار ایلیاتی او چنین خصلتی دارد. نیازی نیست با مطالعه قبلی به کنسرت تکنوازی اش بروی. یا احیاناً اندکی با نوازندگی یکی از سازهای ایرانی آشنا باشی. به سرعت گرفتار پنجه ساحرانه اش خواهی شد و این در حالی است که او ساحر و جادوگر هم نیست. موسیقیدانی که در عین داشتن آثار ارکسترال، گوهر تکنوازی را نیک دریافته است. چیزی بیشتر از همقطاران و همنسلانش نمی داند. به اندازه همان ها مشق ساز کرده و دود چراغ خورده است. تکنیک هم به معنای غربی در کارش چندان بروزی ندارد. ولی ساز و آوازش همچون حاج قربان سلیمانی (شمال خراسان)، غلام قادر رحمانی (بلوچستان) و عاشیق رسول قربانی (آذربایجان) مجهز به ابزاری است که به قول شاعر "رشته ای بر گردنم افکنده دوست، می کشد هر جا که خاطر خواه اوست"

 

شاهنامه خوانی لری با ساز و آواز علی اکبر شکارچی را بشنوید و یا دانلود کنید

 

 

متولد ششم فروردین 1328 روستای چم سنگر از توابع شهرستان درود واقع در استان لرستان است. کمانچه را نزد نوازندگان محلی آغاز می کند و برای تکمیل اندوخته هایش راهی تهران می شود. دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در مقطعی از تاریخ معاصر برای او و بسیاری دیگر از صاحب نامان موسیقی امروز ایران، یک فرصت طلایی را ایجاد می کند تا ضمن آشنایی با چند و چون موسیقی نهادینه شده غربی، با ادبیات موسیقی قدیم ایران هم بدون واسطه آشنا شوند. نخستین جلوه کارش در اجراهای جشن هنر شیراز به همراه پرویز مشکاتیان ، حسین علیزاده، محمد علی کیانی نژاد، مرتضی اعیان و خانم پریسا بود. تا اینکه خیزش ها و تپش های سال 57 او و دیگر همراهانش را در رودخانه خروشانی گرفتار کرد و چه نیک در این آب پر جنب و جوش شنا کردند و زیبایی آفریدند. "خلق لر" نخستین کار مستقل اش بود که با تنظیم و همراهی دوست صمیمی اش حسین علیزاده ، راهی بازار غیر رسمی ولی گرم آن روزگار شد. کاری بر اساس ملودی های لری و بختیاری و استفاده کامل از سازهای شهری مرسوم در موسیقی سنتی آن روزگار که از نظر صدادهی به آثار چاووش شباهت بسیار داشت.

 

 بخشی از خلق لر شکارچی-علیزاده را بشنوید و یا دانلود کنید

 

سال 61 در تاریخ ۲۰۰ ساله ایران یک استثنای نظامی محسوب می شود. خاطره دو قرن شکست های پیاپی کشورمان در مقابل قوای عثمانی، افغانی، روسیه تزاری، انگلیسی، آمریکایی و عراقی در سوم خرداد این سال با آزادی خرمشهر رنگ می بازد و هیچ ایرانی میهن دوست نمی تواند خوشحالی خود را پنهان کند. محمد رضا لطفی ظفرنامه خرمشهر را می سراید و شهرام ناظری خنیاگری می کند. محمد علی راغب ترانه پیروزی می سازد و محمد گلریز می خواند. علی اکبر شکارچی هم  که فارغ از این ماجرا نیست، با "خونین شهر" خود به استقبال آزادی خرمشهر می رود و در این راه از همکاری و همراهی دوست دیرینه اش عطا جنگوک بی بهره نیست.

 

 بخش اول خونین اثر شهر علی اکبر شکارچی را بشنوید و یا دانلود کنید

 

 صحبت علی اکبر شکارچی در باره خونین شهر را بشنوید و یا دانلود کنید

 

 بخش دوم خونین اثر شهر علی اکبر شکارچی را بشنوید و یا دانلود کنید

 

 

چهار سال بعد از خونین شهر به اصل خویش رجوع می کند. "کوهسار" ادای دینی است به فرهنگ منطقه لرنشین زاگرس که تلفیقی از موسیقی لری، بختیاری چهار لنگ و بختیاری هفت لنگ است. برای نخستین بار سرنای زنده یاد شامیرزا مرادی را با ارکستر سازهای ایرانی همراه می کند تا پنج سال بعد او در فستیوال آوینیون فرانسه غوغا کند و لقب مروارید اقیانوس ها را با خود به ایران بیاورد.

 

 بخشی از کوهسار اثر علی اکبر شکارچی را بشنوید و یا دانلود کنید

 

 

تعلق به هنر زادگاه و مردم اش سمت و سوی دیگری به او می دهد تا "بیست ترانه کهن لری" را با همراهی ضرب بیژن کامکار و کمانچه و آواز خودش منتشر کند. دغدغه اش در این کار نه بروز خلاقیت بلکه حفظ بخشی از میراث کهن است.

 

علی اکبر شکارچی

 

کشکله شیرازی با ساز و آواز علی اکبر شکارچی را بشنوید و یا دانلود کنید

 

 

از فرهنگ های مجاور لرستان غافل نیست و گهگاه بنا به حس و حالی که پیش بیاید، کاری در خور انجام می دهد. "کاروانه" با گویش کردی کرمانشاهی نمونه ای از این تلاش هاست. شاخص بودن اش در دو نوع موسیقی دستگاهی و لری و همچنین آشنایی اش به قواعد بخش نویسی موسیقی غربی، ناصر غلامرضایی را مجاب می کند تا موسیقی فیلم "خون بس" را به او سفارش دهد. اما ظاهراً همه این کارها را انجام داده است تا از دل آنها گوهری بیرون بیاید. پس از ده سال تلاش و پیگیری در سال 82 موفق می شود "بهار باد" با صدای اساطیری ایرج رحمانپور را به کام تشنگان موسیقی بومی بریزد. اثری کاملاً ارکسترال و در عین حال بسیار بومی که هر شنونده ای را از فضای دود گرفته شهری به طبیعت زیبای لرستان می برد.

 

بخشی از بهارباد با صدای ایرج رحمانپور را بشنوید و یا دانلود کنید

 

شکارچی موسیقیدانی دوزیست محسوب می شود. بومی می خواند و می نوازد، چون از آن برآمده و دستگاهی می نوازد و آموزش می دهد، چون علم و عملش را از بهترین آموزگاران دوران خویش آموخته است. بنابراین گوشه چشمی هم به این نوع موسیقی دارد. در آثار متعددی از کارهای محمدرضا لطفی، حسین علیزاده و محمدرضا درویشی کمانچه نواز نواخته است. در عین حال انتشار ردیف های میرزا عبدالله با کمانچه را نخستین بار او تجربه می کند. دونوازی های کمانچه و تنبک تحت عنوان "خواب شقایق" و "عاشقانه" در ادامه همین تعهد موسیقی دستگاهی اوست. با وجود این که صدای گرمی دارد و لری می خواند ولی تجربه فارسی خوانی در کارنامه اش دیده نمی شود.* گر چه تسلط وی به ردیف موسیقی ایران این امکان را به او می دهد که چنین تجربه ای هم داشته باشد. با این حال اگر بخواهد آموزش ردیف را سرعت ببخشد، فقط به ساز کمانچه اکتفا نمی کند و از حنجره هم کمک می گیرد.

 

گوشه خاوران را از حنجره علی اکبر شکارچی بشنوید و یا دانلود کنید

 

 

یکی از هنرهای علی اکبر شکارچی، تشکیل خانواده هنری است. همسرش ماهرخ شکارچی مربی موسیقی کودکان است و در ضمن با صدای خوشی که دارد، شوهرش را در اثر "بهار باد" همراهی کرده است. ساز تخصصی پسرش آرش، گیتار کلاسیک است. با این حال کمانچه را نیز به نیکویی می نوازد. دخترش آساره عضو ثابت گروه موسیقی دستگاهی سپهر است و علاوه بر نواختن کمانچه، اغلب اجراهای پدرش را با تنبک همراهی می کند. ظاهراً صدای خوش پدر و مادر فقط نصیب او شده است. تعلق همزمان علی اکبر شکارچی به فرهنگ بومی و ملی علاوه بر این که در آثار موسیقایی اش هویداست، در نامگذاری فرزندانش نیز نمود دارد. پسرش را به نام آرش کمانگیر و نام دخترش را به ستاره های آسمان پیوند زده است. آساره در گویش لری و بختیاری به معنی ستاره است.

 

 

آساره و علی اکبر شکارچی

 

* در اثر خلق لر علی اکبر شکارچی اندکی فارسی خوانده است ولی ملودی آن متأثر از فرهنگ موسیقی لری می نماید. در واقع با چارچوب آواز موسیقی دستگاهی هنوز کاری از وی نشنیده ایم.

** یکی از خوانندگان وبلاگ موسیقی ما خواسته بود تا همه آثار جناب شکارچی را برای دانلود روی اینترنت بارگذاری کنم. چون ظاهراً بخشی از آنها تجدید انتشار نمی شوند. در تماسی که با استاد داشتم، ایشان گفتند به زودی توسط شرکت نی داوود آثاری همچون خلق لر و خونین شهر انتشار مجدد می یابند. به همین دلیل در بارگذاری تنها به چند نمونه از آثار مختلف اکتفا کردم. ضمن اینکه کیفیت برخی نمونه ها خوب نیست و باید منتظر بود تا اصل آنها منتشر شوند.


نوشته شده توسط هوشنگ سامانی در جمعه 17 خرداد 1387 و ساعت 11:06 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ یک لر موسیقیدان+ ممد نبودی ببینی+ حسین علیزاده از 56 تا 86+ واژه ها و مفاهیم خلط شده اند+ نقد موسیقی، محمدرضا لطفی و باقی ماجرا + سیطره ستاره ها بر رسانه ها+ روزنه ای به دریای نور+ بلای بی دقتی در موسیقی نویسی+ بتراش ای سنگتراش+ این موسیقی کوبیدنی است

صفحات: