تبلیغات
موسیقی ما - سیطره ستاره ها بر رسانه ها
سیطره ستاره ها بر رسانه ها | یادداشت موسیقی ,

نقدی بر موسیقی نویسی معاصر

سیطره ستاره ها بر رسانه ها

- استاد شجریان شهریور ماه به استودیو می روند

 

- کنسرت لطفی از رادیو پخش نمی شود

- حسین علیزاده و هم آوایان در تهران کنسرت می دهند

- شاگردان محمد نوری در تالار وحدت می خوانند

- استاد شجریان از روند پروژه بم راضی نیستند

- کنسرت لطفی انتظارها را برآورده نکرد

- علیرضا افتخاری امسال با چهار کار جدید می آید

- شهرام ناظری نشان شوالیه از فرانسوی ها دریافت کرد

-کیهان کلهر برای فیلم جدید فرانسیس فورد کاپولا می نوازد

- مشکاتیان بدون شهرام ناظری و کامکارها کنسرت می دهد

- استاد شجریان به سوگ مادر نشست

- علیرضا افتخاری برای مولانا می خواند

 - یک استاد آواز: موسیقی ایرانی ریشه در عرفان دارد

- یک استاد دیگر: موسیقی عرفانی دکانی بیش نیست

- مادر استاد شجریان در خواجه اباصلت دفن می شود

- فخرالدینی با ارکستر ملی به شهرستان ها می رود

- علیرضا افتخاری گفت: موسیقی ایرانی عرفانی است

- نوای موسیقی ایرانی با حضور استاد شجریان در اروپا طنین افکند

- کامکارها با یک خواننده کرد عراقی کنسرت می دهند

- گروه دستان و سالار عقیلی به آمریکا می روند

اینها بخشی از خبرهای پردازش شده رسانه های موسیقی رسان کشور ما هستند که با شور و حرارت خاصی بر صفحات چاپی روزنامه ها و مجلات و صفحات مجازی اینترنت قرار می گیرند. حتی اگر هیچ حرارتی در آنها نباشد، چنان داغ جلوه می کنند که مخاطبان گمان می برند موسیقی ایران همین است و بس و به همین ترتیب افکار عمومی شکل می گیرد. رسانه های ما چه آنها که اسم و رسمی دارند و چه آنها که برای دست یافتن به اسم و رسم، همواره دست و پا می زنند، در یک نکته مشترکند و آن ستاره زدگی است. شاید پرداختن به وجوه مختلف زندگی ستاره های هنری برای یک رسانه کم مخاطب تا اندازه ای قابل پذیرش باشد، اما روزنامه پرشمارگانی چون ایران و یا همشهری را چگونه می توان با این رویکرد رسانه ای توجیه کرد؟

 

رسانه های ما گاهی چنان به چم و خم حسین علیزاده می پردازند که فراموش می کنند، وقتی او شاهکار "نی نوا" را ساخت، جوان 32 ساله ای بیش نبود. یادشان می رود که اصولاً لطفی و علیزاده و مشکاتیان و شجریان آن زمان که جوانانی 25 تا 40 ساله بودند، به این درجه از آفرینش هنری رسیدند و امروز به پشتوانه همان دوران طلایی عرض اندام می کنند. رسانه های ما حاضر نیستند و یا نمی خواهند چهره جوان و جدیدی را بینند. حتی اگر آن جوان فرضی، یک "نی نوا"ی دیگری به همان قدرت و عظمت  نی نوای علیزاده خلق کند.

موسیقی برای رسانه های ما موضوع نیست، بلکه خود موسیقیدان موضوع است. پس لاجرم به آن می پردازند. می نویسند استاد شجریان در تالار کشور می خواند ولی نمی نویسند چه می خواهد بخواند. اصولاً برایشان مهم نیست که چه می خواهد بخواند. مردم نیز به تبع رسانه ها عمل می کنند و به اینگونه برنامه ها می روند و خیلی هم راضی به نظر می رسند. شوق دیدن یک برنامه زنده موسیقی از سوی ستارگان آنقدر بالاست که اگر به فرض محال اعلام کنند فلان استاد خواننده قرار است در یک برنامه، نیم ساعت کامل سرفه کند! چیزی از شدت علاقه مخاطبان کاسته نمی شود. اما اگر به فرض قرار باشد، یک جوان 30 ساله، جمع الجمع آواز ایرانی از طاهر زاده و تاج و ادیب گرفته تا بنان و شهیدی و شجریان را در یک شب به زیبایی تمام ارائه دهد، کسی حاضر نیست شنیدنش را امتحان کند. همانطور که هیچ رسانه ای حاضر نیست چهار خط برای این جوان، صفحه ای را سیاه کند. رسانه های ما پیشتر و بیشتر از آنکه به دنبال موسیقی باشند، شهوت مندانه در پی کسب وجهه از ستاره های موسیقی هستند. همه دوست دارند، صفحه شان رنگ و لعاب مردم پسندی به خود بگیرد. مردمی که ذهن شان را خود صیقل داده اند، اینک مبنا و معیار اطلاع رسانی رسانه های ما شده اند!

 ستارگان موسیقی ایران


نوشته شده توسط هوشنگ سامانی در پنجشنبه 4 مرداد 1386 و ساعت 11:07 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ یک لر موسیقیدان+ ممد نبودی ببینی+ حسین علیزاده از 56 تا 86+ واژه ها و مفاهیم خلط شده اند+ نقد موسیقی، محمدرضا لطفی و باقی ماجرا + سیطره ستاره ها بر رسانه ها+ روزنه ای به دریای نور+ بلای بی دقتی در موسیقی نویسی+ بتراش ای سنگتراش+ این موسیقی کوبیدنی است

صفحات: